نویسنده » دلتنگ » ساعت 2:0 عصر روز جمعه 7 تیر 1387

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسندست
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
نویسنده » دلتنگ » ساعت 1:52 عصر روز جمعه 7 تیر 1387
مولا شنیدم لاله ها را دوست داری ..آئینه های آشنا را دوست داری
با یاد قرآنی که بر نی خوانده می شد .صوت مناجات و دعا را دوست داری
مولا شنیدم نی حکایت کرد از تو..می گفت: دل های رها را دوست داری
می گفت: هر چند از جدائی می گریزی..اما تو سرهای جدا را دوست داری
مولا شنیدم در مقام آسمان ها..تنها زمین کربلا را دوست داری
از اهل بیتت از دلت پیداست بسیار..آتش گرفتن در خدا را دوست داری
:مولا اگر چه این لیاقت را ندارم..اما بگو
آیا تو ما را دوست داری؟؟؟
نویسنده » دلتنگ » ساعت 11:47 عصر روز جمعه 2 فروردین 1387
نویسنده » دلتنگ » ساعت 1:12 صبح روز چهارشنبه 29 اسفند 1386
به نام حضرت دوست

سلام به خدای مهربونم!
خدایی که تنها حبیب منه...
خدا ... !
فقط خواستم همینو بگم و برم ؛
خدا جون، من الان میرم به اون قولی که بهت دادم عمل کنم
میدونم دیره و دیگه فرصتی ندارم
ولی اینو مطمئنم که هنوزم در توبه رو به روم باز گذاشتی!
خدایا به امیــــــــــد تو!
تو هم به قولت پایبند باشیا........! به بد قولی من نگاه نکن.
!...تو ستّار العیوبی...!
بنده همان به که ز تقصیر خوی
عذر به درگاه خدای آورد
ور نه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جای آورد
نویسنده » دلتنگ » ساعت 8:0 عصر روز سهشنبه 21 اسفند 1386